
تجدید خاطرات شوق انگیز روزهای دفاع مقدس
راهنوا – حاج صادق آهنگران را خیلی ها با «نوای کربلا» می شناسند و با شوری که بر جانها می افکند و نگاهی که به رزم و شهادت در طنین اش جاری می ساخت. دهه 60 اوج جنگ تحمیلی بر علیه ملتی بود که تنها به دنبال هجی کردن حق و عدالت حرکت می کردند و به جای چهره ننگین استکبار، به دنبال سیمایی آرمانی از امام صداقت بودند و این آهنگران نوحه خوان بود که در جماران و در جبهه های حق مدارانه، مثنوی شهادت را به ایثارگران روح نواز وصلی الهی می رساند.
مردی که این روزها دوباره نامش بر صفحه های رنگین تاریخ خودنمایی می کند، سال ها ارادتمند خاندانی بود که تنها دل در گروی حق داشتند و از هر بوم سرسپردگی به اجنبی روی برگرداندند تا مناظری بیافرینند از قلم هایی روان در عرصه خودشناسی به سوی نقاشی ماندگار حق مداری و این رمز هر عملیاتی بود که در سال های خون و قیام، راه به افق رهایی داشت.
دور شدن از باطل های هزار پیشه سیاست و رسیدن به حقی که همیشه باقی است و نمی توان بر خط کش تزویر به دو نیمه اش کرد. محمدصادق آهنگری که به آهنگران معروف شده است، اصالتی دزفولی دارد، اما متولد اهواز و بزرگ شده آنجا است. زندگی درخانواده ای مذهبی و وام گرفتن از صدای پدری که مشق عشق را از همان دوران کودکی برای او هجی کرد، صادق راه حقیقت را به شوری معنی دار هدایت ساخت. اولین اثری که از وی بطور سراسری پخش شد٬ نوحهی «ای شهیدان به خون غلتان خوزستان درود» بود که در جماران و در حضور آیت الله خمینی(ره) خوانده شد.
خودش در خصوص آغاز فعالیت های خود و اولین نوحه ای که او را به آهنگران ایران تبدیل کرد، چنین می گوید: ” اوایل جنگ تحمیلی،همه مردم اهواز مرا می شناختند. چون هم در راهپیمایی ها شعار می دادم هم در ایام محرم می خواندم. در عملیات طریق القدس تفنگ دست من بود شب عملیات یکی از بچه ها آمد و تفنگ من را گرفت و گفت: اجازه بده به جای شما کس دیگری برود که خودش رفت و شهید هم شد. این آخرین عملیات بود که در آن شرکت داشتم. بقیه عملیات ها را فرمانده اجازه نمی داد شرکت کنم. چون قضیه هویزه پیش آمد و قضیه دیدار با امام راحل. ما هم نوحه ای برای امام خواندیم با این مضمون: “ای شهیدان خون غلتان خوزستان درود / سرخ پرپرگشته ایران درود” این نوحه را در جماران در محضر امام (ره) خواندیم که چهار پنج مرتبه هم از تلویزیون پخش شد.” صدایی که سال 1359 و در جریان دیدار عشایر هویزه با امام عاشقان پیش آمد و بارها از تلویزیون ایران پخش شد و شوری غریب را به جان ها متصل ساخت. از جمله دیگر کارهای مشهور وی میتوان به «ای لشگرصاحب زمان آماده باش» و «با نوای کاروان» اشاره کرد.
صادق آهنگران با حنجره ای عاشق در جبهه ها می خواند که ” فرمان رسیده از خمینی رهبر ایران / باید شود آزاد قدس از چنگ دژخیمان” و این چنین ما به سمت مسیر قدس راه افتادیم، در حالی که سربند الله داشتیم و نوای کربلا سر می دادیم که ” کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم” و ما همچنان سوی دیار عاشقان رو به خدا می رفتیم و حاج صادق برای ما می خواند.
حاج صادق چه زیبا در دوران دفاع مقدس از ابزار هنر استفاده نمود و با نواهای گرم خود که حرف از اعتقادات و باورهای قلبی مردم (واقعهی کربلا) می زد، توانست هم وطنان خود را در یکی از مهمترین و در عین حال سختترین مسائل اجتماعی زمان خویش یاری کند.
نواهایی ماندگار از دورانی دلاورانه که با گام هایی استوار از سوی مردان شهر عشق جاری می شد و خاک ایران را با خون پاک آنان سرافراز می ساخت. شبی که ما همه در انتظار فردا بودیم تا معنای استقلال باز هم بر سرزمین آزاده مند ایران برقرار شود و دست اجنبی از هر مسیر این نقشه جغرافیا بریده گردد و این نواها گنجینه ای بودند و هستند بر این اعتقاد راستین که از راه دل به سمت صدا انتقال یافت و خاکریزها را شکافت تا همه با هم ندای شهادت را بخوانیم و بر سر مسیری سخت و هموار، پابرجا باقی بمانیم. به طور حتم، خاطراتی چنین سربلند در اذهان هر ایرانی ارادتمندی پابرجا می ماند و نوحه های حاج صادق آهنگران در سال هایی همیشه ماندگار به یادگار خواهد ماند.
همانطور که رهبر معظم انقلاب در جریان جشنواره فیلم عمار با دست خطی گران بها بر گوشه ای از کتاب مانای الهی برای حاج صادق نوشت: ” اهدا به آقای آهنگران با تجدید خاطرات شوق انگیز روزهای دفاع مقدس” و ما هم به شکرانه همین پیام و به استواری همان خاطرات همچنان پاسدار شخصیتی گرانقدر خواهیم بود تا حتی در ایامی گذر کرده از جنگ نیز به دنبال مسیر شهادت باشیم و از طلایه داران پاک راه حق بخواهیم که در باغ شهادت را نبندید.
نظرات