باشگاه هواداران
×

تخصص

تایخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۲


گفتاری از آيت‌الله جوادي آملي درباره موسیقی

آيا موسيقي‌‏ عرفاني مي‌تواند ما را به خدا نزديک‏تر کند؟

آيت‌الله جوادي آملي معتقد است که؛ خطري که ممکن است موسيقي به همراه داشته باشد، اين است که اشکي کاذب به همراه بياورد و خيال کنيم که در عقل عملي ما نرمش ايجاد کرده و اين مشکل موسيقي‏هاي به اصطلاح عرفاني است. پايگاه اطلاع‌رساني بنياد بين‌المللي علوم وحياني، بياناتي از آيت‌الله جوادي آملي درباره اينکه «آيا موسيقي کمال انساني را در پي دارد يا باعث سقوط سالک مي‌شود؟» منتشر کرده که در ادامه می خوانید.

11ما انسان‌ها در برابر بد و خوب گرايش يکساني نداريم

انسان داراي بينش و گرايش است. از نظر بينش و علم، بسياري افراد امکان ترقي دارند؛ يعني اين استعداد در ما وجود دارد که خوب و بد را بفهميم. اين استعداد با درس و بحث شکوفاتر مي‏شود. همه ما در مسئله فهم خوب و بد، در يک مرز مشترک قرار داريم؛ يعني هم بدها را به خوبي تشخيص مي‏دهيم و هم خوبها را.
اما در حوزه گرايش، ما انسان‌ها در برابر بد و خوب گرايش يکساني نداريم، ما به کارهاي خوب گرايش کامل داريم و به کارهاي بد هيچ گرايشي نداريم، پس بينش ما به بد و خوب يکسان است؛ اما گرايش ما به آنها اين‏گونه نيست؛ براي مثال ما غذاي خوب و بد يا سودمند و زيانبار را به صورت يکسان تشخيص مي‏دهيم و تشخيص ما درباره هر دو يکسان است؛ اما گرايش دستگاه گوارش ما به هر دو يکسان نيست، دستگاه گوارش غذاي خوب را به راحتي هضم مي‏کند؛ امّا غذاي مسموم را تحمل نکرده، با تهوع پس مي‏زند. اين رفتار در روح انسان هم وجود دارد. روح اخلاق خوب و بد، عدل و ظلم، امانت و خيانت، و صدق و کذب را به صورت يکسان تشخيص مي‏دهد؛ اما به همه اينها گرايش يکسان ندارد؛ يعني به عدل، امانت و صدق گرايش دارد، به همين دليل، وقتي کودکي براي نخستين بار دروغ مي‏گويد، بدنش مي‏لرزد؛ ولي هنگام راستگويي با شجاعت حرف مي‏زند.
براي تنظيم دستگاه بينش و دانش (عقل نظري)، بايد راه‌هاي برهاني، نظير فلسفه ، حکمت، کلام و عرفان را بپيماييم و براي تنظيم گرايش (عقل عملي)، بايد کارهاي عملي را پي‏بگيريم.
«عقل عملي» همه تصميم‏گيري‌هاي گرايشي انسان را بر عهده دارد و کارهايي نظير عزم، اراده، محبت، اخلاق، نيت و… را مديريت مي‏کند. اگر اين مدير به درستي تربيت شود، در برابر فتواهاي عقل نظري خضوع مي‏کند؛ يعني براي انجام هر کار از عقل نظري فتوا مي‏گيرد؛ ولي اگر اين مدير به درستي تربيت نشود، خودسري کرده، از مرکز فرهنگي خود که عقل نظري و دانش است، استفتا نمي‏کند و به عکس از زيرمجموعه خود که شهوت و غضب است، نظر مي‏خواهد و بر اساس ميل آنها عمل مي‏کند. بدين ترتيب، عقل عملي ديگر مدير نيست، بلکه شيطان است. براي آنکه اين مدير هدايت شود، راههاي فراواني وجود دارد. يکي از راههاي هدايت، چنان که در دعاي شريف کميل آمده است: «وسلاحه البکاء»، اشک، آه و گريه است که اسلحه دروني مؤمن است.

نواختن، نرمش و اشک کاذب به وجود مي‏ آورد
بنابراين، اگر باطن مؤمن به سلاح اشک و ناله مسلح باشد، در مقابل خواسته‏هاي غضب و شهوت مي‏ايستد و از آنها پيروي نمي‏کند، در غير اين صورت، طبق ميل خشم و شهوت تصميم مي‏گيرد. برخي مي‏گويند: من هر کار بخواهم انجام مي‏دهم و به کسي کاري ندارم؛ يعني اين انسان از مرکز فرهنگي روح پيروي نمي‏کند و در پي ارضاي خواسته‏هاي شهوت و غضب است. اگر عقل عملي کسي با دعا، مناجات و گريه سر و کار داشته باشد، نرمش صادق مي‏يابد و از عقل نظر پيروي مي‏کند و بر خلاف رضاي خدا کاري انجام نمي‏دهد. خواندن و گفتن شعرها يا نثرهاي دلپذير، در نرمي عقل عملي بسيار مؤثر است.
موسيقي عرفاني ممکن است اشکي را به همراه بياورد اما آن اشکي کاذب است. ما بايد بکوشيم از نواختن به خواندن اشعار منتقل شويم، چون نواختن، نرمش و اشک کاذب به وجود مي‏آورد. همان‏طور که خنده صادق و کاذب وجود دارد، گريه صادق و کاذب هم وجود دارد: گاه انسان با يک طنز ادبي ظريف مي‏خندد که خنده‏اي صادق است. گاهي هم با قلقلک مي‏خندد که کاذب و بي‏ارزش است. گريه هم اين‏گونه است: گاه انسان براي مظلوميت امام حسين(عليه‌السلام) گريه مي‏کند. گاهي هم با مارش عزا ، بي‏آنکه متوفا را بشناسد، اشک مي‏ريزد که اشکي کاذب است. موسيقي ممکن است چنين خطري داشته باشد؛ يعني اشکي کاذب به همراه بياورد و ما خيال کنيم که در عقل عملي ما نرمش ايجاد کرده است. اين مشکل موسيقي‏هاي به اصطلاح عرفاني است. ساير موسيقي‏ها هم مسلماً مخرب و مخدراند و موجب نافرماني عقل عملي از عقل نظري مي‏شوند و انسان را در دام گناه مي‏افکنند. مرحوم الهي قمشه‏اي مي‏فرمود: من شعري درباره نَيازُردن مور سرودم که برخي آن را از شعر جناب فردوسي ظريف‏تر مي‏دانند.
فردوسي فرموده است:
ميازار موري که دانه‌کش است / که جان دارد و جان شيرين خوش است
و مرحوم الهي قمشه‏اي مي‏فرمايد:
هرکس که دلي دارد يک مور نيازارد / کان مور هم از دلبر، دارد اثري بر دل
سپس فرمود: زماني به خراسان رفته بودم و در آنجا با انجمن ادبي خراسان ملاقاتي داشتم، در آن ديدار دو غزل از خود به آنها تقديم کردم تا در اين باره که کدام غزل از جواني و کدام يک در پيري سروده شده، داوري کنند و آنها کاملاً وارونه داوري کردند. گفتند: پس چرا شور و عشق در سروده ايام پيري شما بيشتر است. گفتم: بايد به همين صورت باشد. شاعر هرچه پيرتر شود، عاشق‏تر مي‏شود. در جواني شور و عشقي خام دارد و در پيري مي‏فهمد که معشوق حقيقي کيست.
انسان هرچه بالاتر مي‏رود، حرف‌هايش عاشقانه‏تر و شورانگيزتر مي‏شود. آن‏گاه همان طور که در قدم نخست نواختن را رها کرد، در گام بعدي خواندن را هم کنار مي‏نهد. البته خواندن، اگر غنا نباشد، از بهترين نعمتها است. اگر مي‏خواهيد در بهشت از صوت خوش داود(عليه‌السلام) (قاري بهشت)بهره‏مند شويد، بايد از گوش خود مواظبت کنيد تا هر چيزي را نشنود. در اين صورت، در گام سوم به جايي مي‏رسيد که وقتي اشعار يا مطالب اخلاقي عرفاني را مطالعه مي‏کنيد، اشک از ديدگانتان جاري مي‏شود.

انواع موسیقی و تفاوت غزل با ترانه
آیت‌الله جوادی‌آملی در پاسخ به پرسشی پیرامون موسیقی ضمن بیان خاطره‌ای در این خصوص، اقسام موسیقی و تفاوت غزل با ترانه را تبیین کرد.
این مفسر قرآن در پاسخ به این سئوال که به نظر شما، موسیقی‏های متداول چه تأثیری بر روان آدمی می‏گذارد؟
مرقوم داشت: «ابن سینا (رحمه‌الله) در نمط نهم اشارات و تنبیهات می‏نویسد: گاهی عارف به «نغمه رخم»، یعنی آهنگ ملایم نیاز دارد تا او را متّعظ کند. در درس مرحوم الهی قمشه‏ای(قدس‌سرّه)، وقتی به این قسمت از شرح اشارات رسیدیم (سه نفر در آن درس حاضر بودیم)، پس از درس، از استاد اجازه گرفتیم تا جناب آقای ربّانی خراسانی که از علمای بزرگ تهران بود (یکی از آن سه نفر)، هر شب پس از درس، یکی از غزلهای استاد را برای ما بخوانند که ایشان هم اجازه دادند.
گاه مناجات، یک جوان را اداره می‏کند. گاه نیز یک غزل یا قصیده، کمبودهای درونی او را ترمیم می‏کند؛ امّا لذت غزل هرگز در ترانه یافت نمی‏شود. ترانه لذتی کاذب ایجاد می‏کند؛ اما غزل شهدی است که لذت صادق را به همراه دارد و تا پایان عمر با انسان همراه است. غزلهای حافظ و سعدی چنین است.
به هر حال، اگر کسی خود را با ترانه سرگرم کند، در سنین بالاتر، خود متوجه می‏شود که با ذائقه او هماهنگ نیست، در حالی که انسان با مناجات و غزل انس دیگری دارد. غزل حافظ همیشه می‏ماند و هرچه سن بالاتر برود، انسان با آن بیشتر مأنوس می‏شود.
همه می‏دانیم که آهنگهای طرب‏ انگیز، خوی حیوانی را در ما زنده می‏کند. آهنگهایی که فرشته‏ مَنِشی را در آدم احیا می‏کند، به انسان سبکباری می‏دهد و بشر را از شهوت و غضب دور می‏کند نیز می‏شناسیم. به آهنگهای مشکوک گوش نمی‏دهیم.
موسیقی بر سه قسم است:
1. موسیقی‏هایی که حالتی روحانی در انسان ایجاد می‏کند که اشکال ندارد.
2. موسیقی‏هایی که به مجالس لهو و لعب اختصاص دارد و شهوت را تحریک می‏کند که این دسته نامشروع است.
3. دسته‏ای از موسیقی‏ ها هم مشکوک است، پس با داشتن راه صحیح، دیگر به دنبال مشکوک نمی‏رویم. خواندن غزلها و مناجاتها با صدای خوب، خصیصه ما ایرانیان است. ما ایرانیان به آواز بیش از نواختن علاقه داریم که بسیار خوب است و بیش از آن هم نیاز نیست.
در فرهنگ شیعی ما، مستحب است کسی که اذان می‏گوید، «صیّت»،یعنی خوش صوت باشد تا نیاز قوه سامعه تأمین شود. اشعار خوبی وجود دارد که اگر با صدای خوش خوانده شود، این نیاز انسان را تأمین می‏کند. از طرفی، اشعاری که در اثر پیمودن این راه فرا گرفته، همه عمر برای او می‏ماند و هرچه سن بالاتر می‏رود، بهره او از این اشعار بیشتر می‏شود.

نظرات

    هادی
    دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

    بسیار عالی بود – متشکرم

    حسین علی رضانی
    دوشنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۴

    سلام و عرض ادب و احترام محضر استاد معزز آیت الله جوادی آملی حفظه الله.
    دیدگاه حقیر با توجه به نوع نگاهم و با درنظر گرفتن عرصه مطالعاتی و مشهودات پیرامون در خصوص موسیقی بیان می شود:
    – موسیقی یک علم است و خروجی آن در قالب ریاضی و هنر خود را به نمایش می گذارد. در این خصوص شما بزرگواران را دعوت می کنم به نقشه علم 2014 رجوع کرده و میزان تراکم مطالعاتی در حوزه موسیقی را برررسی نمایید.
    – ان السمع و البصر و الفواد…. سه باب و منبع معرفتی است که خدا خطاب به انسان بیان داشته است. علوم مفهومی شنیداریند؛ علوم هنری و رفتاری دیداری بوده و علوم دیگری چون علوم اخلاقی و …. قلبی و باوری است.
    – معانی برای تنزل یافتن به این عالم و تبدیل شدن به امری نزدیک و انضمامی به عالم بشری چاره ای ندارند که یا در قالب مفهوم و کلمه به نمایش درآید یا در قالب عدد… آن زمان که معنا می خواهد خود را در مسیر عدد به نمایش درآورد چیزی به نام هنر شکل می گیرد.
    – هنر موسیقی و هنرهای دیگر اموری هستند که وجود دارند و ما را از آنها گریزی نیست.
    – عدم توجیه عقلانی مبنایی بر عدم ضرورت و عدم ابتلای بشر به هر دین و کیانی که باشد نیست.
    – کل عالم از یک هارمونی و نظمی برخوردار است که به نظر باید تبدیل شدن معنا یا ماده را در قالب ریاضی و عدد مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و قواعد حاکم بر آنها را کشف نمود مه آنکه به صراحت به نفی آن اقدام کرد.
    – انسان ها دارای امواج خاص در حالات خاص می باشند؛ حالاتی چون؛ عشق، مهر و محبت، ناامیدی، عصبانیت، خوشحالی، تفکر، جنون و… هر یک از امواج؛ گامایی، آلفایی، تتایی و بتایی(اعداد یونانی که به نظر ترتیب آن رعایت نشده) و ترکیت این امواج یک سری معادلات ریاضی را به محققین با استفاده از دستگاه آنسفالوگرام می دهد و با مهندسی معکوس به ساخت ریاضی مند نت های موسیقی برای بردن انسان و مخاطب به حالات مدنظر موسیزین می برد. با این اوصاف حوزه و دانشگاه اسلامی ما چرا نباید در این خصوص ورود پیدا کرده در حالی که با یک علم سروکار دارند.
    – مگر تاریخ تمدنی اسلامی از بزرگانی چون بوعلی، فارابی و خواجه نصیر و… نشان از اهمیت الحان و صوت ندارد که بسیاری از جکمای ما با این علم و هنر در عرصه های محتلف بهره می جستند؟
    بنابراین با توجه به مدلی که در ذیل آمده شما بزرگواران جایگاه هنر را خواهید یافت.

    – آنچه به حس در میاید چاره ای ندارد جز آنکه در قالب عدد به نمایش در آید. بنابراین ما عرصه ای مابین عالم معنا و عالم ماده داریم به نام علوم میانی یا عرصه اعداد متصل و منفصل. توجه شما بزرگواران را به مدل ذیل جلب می نمایم:

    و در ادامه با توجه به محدودیتی زمانی که در تنظیم این متن و نوشته دارم لازم به توضیح است که معنا با بهره گیری از ابواب معرفتی چون قوه خیال، قوه مصوره و قوه متخیله که با دیدگاه آیت الله جوادی آملی تعریف می شود مبنی بر متعلق و مواد اولیه آنها چیست هویت های مختلف به خود می گیرد.
    در بین اندیشمندان مسلمان دیدگاه سهیل عنایت الله در لایه متافورها؛ نکته جالبی را به ما القا می کند که آنگاه که مفاهیم با عدد گره می خورد که در تصویر زیر به نمایش درآمده با عنوان شعر است بحث نمادها و نشانه و کلمات قصار، ضرب المثل ها، احادیث و…. را بیان می دارد. آری در کل عدد در تمام ساحت های بشری وجود دارد و هیچ گریزی از آن نیست… به ویژه که از دید حقیر آیه شریف فبعزتک لاغوینهم اجمعین با توجه به تکنولوژی و های تکی که عرصه ویرچوال را انتشار می دهد و باز از ظن حقیر عصر عصر برتری بلامنازع قوه خیال در بین قوای اربعه بشری است و نیز عصر تصویر بجای مفهوم و تصور می باشد همه و همه با بهره گیری از علم میانی اعداد یا همان ریاضیات می باشد که یکی از جلوه های عددی قرار گرفتن در قالب زمان می باشد که همان ضرب آهنگ و ریتم موسیقایی محصوب می شود.

    نمی دانم تصاویر و نمودارها هم به نمایش در می آید یاخیر؟
    اما این موضوع فضایی موسع دارد که باید بدان بطور کسترده توسط خبرگان مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
    باتشکر
    دکتر حسین علی رمضانی

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • دیدگاه سید شهیدان اهل قلم درباره موسیقی

    اگر دیدید موسیقی بر محتوا غلبه دارد، گوش نکنید

    . درباره موسیقی حداقل دو جور می‌شود بحث کرد؛ این دو جور، یکی بحث فقهی درباره موسیقی است که اصلا در حد بنده نیست و آدم‌هایی مثل ما اصلا نباید به خودشان اجازه بدهند که وارد بحث‌های فقهی شوند، مسایلی کاملا تخصصی است و به هیچ‌وجه در حیطه ما نیست. مسایل کاملا تخصصی به تحصیلاتی در همان زمینه احتیاج دارند. به این دلیل ...
  • دیدگاه شهید دكتر بهشتی درباره موسیقی

    آن موسیقی حرام است، که انسان را در مقابل گناه ‌بي‌پروا كند

    موسيقي‌ از نظر اسلام‌ بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم‌ نامه‌ شما رسيد. در اين‌ نامه‌ درباره‌ چند مطلب‌ سوال‌ كرده ‌بوديد كه‌ لازم‌ دانستم‌ به‌ اين‌ سوالات‌ طي‌ نوار، پاسخ‌ مفصل‌تري‌ بدهم‌. خواهش‌ مي‌كنم‌ كه‌ نوار را گوش‌ كنيد تا اگر باز نكته‌اي‌ به‌ نظرتان‌ رسيد بپرسيد تا پاسخ‌ بدهم‌ و ضمناً نوار را هم‌ به‌ مركز اسلامي‌ هامبورگ برگردانيد، چون‌ اين‌گونه‌ نوارها معمولا اينجا ...
  • گزیده‌ای از نظرات رهبر انقلاب در مورد موسیقی

    خواننده خوب جبهه مستضعفین کجاست؟

        خواننده خوب جبهه مستضعفین کجاست؟ بنده گاهى اوقات که مى‌بینم نوجوانى را به تلویزیون مى‌آورند که از صداى خوبى برخوردار است، دلم مى‌لرزد که آیا بناست این نوجوان، فردا، پس فردا خواننده‌ى خوبِ جبهه‌ى مستضعفین و جبهه‌ى حق شود، یا قرار است به خود و مادر و پدرش پولى بدهند، بعد هم ببرندش و یک استودیوى مجّانىِ پر زرق و برق در اختیارش ...